چقدر دلتنگ حضورت هستم کاش عکست نفس مــی کشید........

سکوت کردم

و این نگاه معصومانه ی تو بود که بر قلبم شلاق می زد

سکوت کردم

خندیدی و باز نگاهم کردی

سکوت کردم

و این چشم های بی همتای تو بود که من را فریفته خود کرد

و این تپش های قلب من بود که با تمامی وجود سکوتم را شکست

عاشقانه فریاد زد:بمان...!

بمان!

اگر تمام دنیا تو را میخوانند تنها منم که تورا مینویسم.

اگر تمام دنیا تو را میبیند تنها منم که تو را دست به قلم میکشم.

میدونم مثه شما نیست.

اما بدون تمام ذهنم وتمرکزم بودی با چشم های بسته ام.

 

/ 11 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین

خوش بحالش هنوز ی بمونیم از تو چشاش فهمیده

ghazal

و چه انتظار بزرگی است اینکه بدانی پشت هر دوستت دارم چقدر دوستت دارم ... !

شهرزاد121

برای خوشبخت شدن با یک مرد کافی ست او را باور کنی ، حتی اگر دوستش هم نداشته باشی … و برای خوشبخت شدن با یک زن کافی ست او را دوست داشته باشی … حتی اگر باورش نداشته باشی !

شهرزاد121

آسمان ابری بی پرنده بی نسیم به درد همین روزها می خورد که می خواهی گریه کنی ولی بهانه نداری

شهرزاد121

چقدر سخته تو دنیا هیچ چیز غیر قابل توضیح تر از این اتفاق نیست که آنکه من بزرگش کردم کوچکم کرد !

نازنین

روزای اول وبلاگم واست نظر گذاشتم مرسی که اومدی...چرا نیستی؟